تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
غیبت حضرت مهدی (عج)
بررسى تاریخى دوران غیبت، فرازهایى از حیات پر فراز و نشیب تشیع را آشكار مى سازد حیاتى كه به ویژه در بعد علمى و فرهنگى از جایگاه و منزلتى خاص در حیطه تاریخ اسلام برخوردار است.
دوران غیبت صغرى به واسطه شرایط اجتماعى خاص پدید آمده، از موقعیت ویژه اى برخوردار بود اوضاع فرهنگى جامعه شیعى نیز تحت تأثیر این موقعیت قرار گرفت و بر اساس عناصر تعیین كننده آن، دستخوش تحولاتى شد. تحولاتى بنیادین كه اسامى فعالیت هاى علمى گسترده اى را برنامه ریزى كرد و در كمتر از یك قرن به اوج شكوفایى خود رسید وسیر پیشرفت آن تا به زمان حال با روندى گاه تند و شتابان و گاه كند و آهسته ادامه یافته است و اینك ما از دستاوردهاى ارزنده آن بهره مند هستیم.
در سال 260هـ امام حسن عسكرى (ع) پس از دوران كوتاه شش ساله امامت در سن 27 سالگى رحلت كرد و تنها فرزند اوكه پنج سال از عمرش مى گذشت از جانب خداى متعال و با نص آن حضرت به امامت منصوب گردید اما به دلایلى امام دوازدهم (ع) از همان زمان از دیدگان پنهان شد و دوران غیبت حضرتش پس از پنج سال حضور در ایام حیات پدرش، كه تنها عده اى از خواص شیعیان موفق به دیدار وى شدند، آغاز گردید.
غیبت صغرى كه در سال 260ق آغاز شد و پس از 69 سال در سال 329 ق با درگذشت چهارمین و آخرین نائب خاص امام (ع) پایان یافت، در واقع مقدمه و آغازى براى غیبت طولانى بود، تا شرایط پذیرش موقعیت جدید براى مردمان فراهم گردد و شیعیان آمادگى درك دورانى را داشته باشند كه در آن از حضور امام معصوم به طور مستقیم بى بهره اند.
درك این موقعیت جدید مستلزم عبور از یك مرحله واسط بود كه فراهم كننده شرایط و آمادگى مذكور باشد این مرحله میانى كه با روندى تدریجى از اوایل قرن سوم هجرى و در واقع پس از شهادت امام رضا) (ع) آغاز شده بود با حركتى رو به تزاید به تدریج تا نیمه این قرن ادامه یافت.
در واقع این حركت به طور غیر مستقیم از زمانى آغاز شدكه هارون الرشید، خلیفه عباسى شرایط دشوارى را بر امام هفتم، موسى بن جعفر (ع) تحمیل كرد و آن حضرت را به شدت تحت مراقبت قرار داد و سال ها در زندان هاى بغداد محبوس كرد.
گر چه پس از آن، در زمان حیات امام رضا (ع) آن سختگیرى و فشارها به حداقل خود رسید، ولى در آغاز قرن سوم هجرى شرایط به گونه اى دیگر تغییر یافت معتصم خلیفه جانشین مأمون، امام جواد(ع) را شدیداً تحت نظر قرار داد ووى را به بغداد مركز حكومت احضار كرد و در نهایت در سال 320ق امام را مسموم نموده و به شهادت رسانید.
شهر سامرا كه در واقع پادگان نظامى بود و معتصم آن را تأسیس كرد، پس از او محل حبس و تبعیدگاه امام هادى و امام عسگرى شد.
متوكل خلیفه سفاك عباسى كه از وجود امام در مدینه بیمناك بود ایشان را به شهر سامرا آورده و تحت الحفظ نگاه داشت. در طى این دوران روابط مستقیم شیعیان با امامان به حداقل خود رسید. آنان در واقع امكان دسترسى به امام (ع) را نداشتند، مگر به طور مخفیانه و از طریق مكاتبه و یا با كمك خدمتكاران ایشان، یا در قالب فروشندگان دوره گرد یا عابران رهگذر یا...
وضعیت مذكور به تدریج و به طور غیر مستقیم، این آمادگى را در مردم پدید مى آورد كه در زمان عدم حضور و یا عدم دسترسى مستقیم به امام چه باید كرد؟ از طرفى امامان (ع) نیز در چنین شرایطى، ملا کهای راهیابى و مصادر مراجعه شیعیان را مشخص مى كردند. نظام وكالت كه از دیرباز وجود داشت در این زمان هر چه بیشتر گسترش یافت.
ائمه (ع) وكیلانى از جانب خود در شهرها و بلاد مختلف تعیین مى كردند كه محل رجوع مردم و روابط آن ها با ایشان بودند. شیعیان در شهرهاى دور و نزدیك با این وكیلان ارتباط یافته، مسایل خود را مى پرسیدند، نیازهاى خود را بیان مى كردند و وجوهات شرعى را به آن ها مى پرداختند تا آنها را به ائمه (ع) رد كنند. این نظام وكالت در واقع مرحله ابتدایى نظام نیابتى بود كه در دوران غیبت صغرى شكل گرفت.
با این حال با آغاز دوران غیبت صغرى، وضعیت به گونه اى خاص تغییر یافت با وجود این كه اولین نائب خاص امام (ع) مدت ها قبل از طرف امام عسكرى (ع) به شیعیان معرفى شده بود، ولى حیرت و سردرگمى فراوانى شیعیان را فرا گرفت. راه ارتباط با امام (ع) منحصر به نائب خاص حضرت گردید و حتى وكیلان امام (ع) نیز قادر به دسترسى به امام نبودند اگر چه امكان دیدار با امام به طور كلى منتفى نبود و چه بساكسانى به دیدار حضرت نایل مى شدند.
در واقع غیبت صغرى براى فراهم شدن شرایط لازم جهت درك دوران غیبت كبرى امرى ضرورى بود چرا كه در طى آن مردم مى آموختند كه مصدر رجوع آنها در امور دینى، فقیهان و عالمان دینى هستند كه مورد نیاز و مراجعه مردم اند و علماى شیعه نیز به ضرورت این نكته پى بردند كه مصادر و مراجع علمى كه مورد نیاز و مراجعه مردم هستند، بایستى به گونه اى متقن و ثابت در دسترس مردم قرارگیرند.
مسأله غیبت امرى نبود كه به تازگى مطرح شده باشد، بلكه در سخنان معصومین (ع) بارها به آن اشاره شده بود و مردم كمابیش با آن آشنا بودند.
در روایاتى كه از نبى اكرم (ص) نقل شده بود، حضرت ضمن بیان خصوصیات امام مهدى (ع) به مسأله غیبت حضرتش نیز اشاره كرده بود.
در یكى از این روایات پیامبر (ص)چنین فرمود: مهدى از فرزندان من است نام او نام من و كنیه او كنیه من است و شبیه ترین مردم به من از حیث آفرینش و خلق و خوى است. او غیبت و دوران حیرتى دارد كه مردمان در آن به گمراهى مى افتند، سپس همانند شهاب تندرو مى آید و زمین را از عدل و داد پر مى كند، همان طوركه از ظلم و جور پر شده باشد.
ائمه (ع) نیز در گفتار خود به مسأله غیبت امام مهدى (ع) و سختى ها و نابسامانى هاى آن دوران اشاره كرده اند و از تك تك ایشان روایاتى به این مضامین نقل شده است .
اساساً مسأله غیبت در گفتار معصومین (ع) به عنوان یك سنت الهى مطرح شده كه در میان انبیاى پیشین و اوصیاى آن ها معمول بوده است. بنا به روایات، صالح پیامبر در سن پیرى از میان قومش غایب شد و غیبت او مدتى به طول انجامید، به طورى كه چون به میان قومش بازگشت وى را نشناختند موسى (ع) نیز مدتى غایب بود و در طى این مدت بنى اسرائیل در حیرت و سرگردانى و رنج بسیار به سر مى بردند، تا بار دیگر موسى به نزد آن ها بازگشت. چنین غیبت هایى درباره حضرت یونس یوسف و برخى دیگر از پیامبران ذكر شده است بنابراین مسأله غیبت به مانند سنت جاریه اى تلقى شده است كه درباره امام مهدى (ع) در امت خاتم الانبیاء نیز مصداق پیدا مى كند.
طرح مسأله غیبت از همان دهه هاى اول تاریخ اسلام چنان شایع و معمول شده بود كه بسیارى از فرقه هایى كه از تشیع منشعب مى شدند، به گونه اى به مسأله غیبت معتقد مى گردیدند.
كیسانیه اولین فرقه اى كه از شیعه جدا شدند قائل به امامت محمد حنفیه و معتقد بودند كه وى از میان آن ها غایب شده و در كوه رضوى مخفى گردیده و روزى ظهور خواهدكرد.
ابومسلمیه همین عقیده را درباره ابومسلم داشتند به طور كلى هر یك از فرقه هاى شیعى كه در امامت یكى از ائمه (ع) توقف كردند و مسیر خود را از تشیع اثنى عشرى جدا كردند، به نوعى غیبت درباره امام خود معتقد شدند.
این امر حاكى از آن است كه مسأله غیبت امام مهدى (ع) كاملاً در بین مسلمانان و شیعیان شناخته شده و شایع بوده است آن چه این مطلب را تأیید و تاكید مى كند تألیف و تصنیف كتاب هایى در موضوع غیبت، پیش از آغاز غیبت صغرى و در زمان حضور ائمه است.
یاوران حضرت
امدادهاى الهى گاهى در قدرتى است كه خداوند به حضرت داده است و با انجام كراماتى، حضرت مشكلات را از سر راه خود بر مى دارد و یا به وسیله رعب و ترسى است كه خداوند در دل دشمن ایجاد مى كند. و یا این كه خداوند، ملائكه را به یارى حضرت مى فرستد .
در برخى از روایات سخن از نیروهایى است كه داراى خصوصیات فرشتگان هستند و منتظر ظهور حضرت هستند تا او را یارى كنند.
از تابوت و اشیایى كه در آن است نیز، به عنوان وسیله اى دیگر براى یارى حضرت مهدى (ع) نام برده شده است.
امام صادق(ع) مى فرماید: خداوند، حضرت قائم (ع) را با سه لشكر یارى مى دهد: فرشتگان، مؤمنان و رعب ترس انداختن به دل دشمن امام باقر (ع ) نیز می فرماید گویا هم اكنون حضرت قائم (ع) و یارانش را مى بینم .
فرشته جبرئیل در سمت راست حضرت مهدى و میكائیل در سمت چپ آن حضرت حركت مى كنند و ترس و وحشت، پیشاپیش سپاهیانش و پشت سر آن ها به فاصله یك ماه در حركت است و خداوند او را با پنج هزار فرشته آسمانى یارى مى رساند.
زمینه سازان ظهور
انقلاب حضرت مهدى (ع) هم چون دیگر انقلاب ها، بدون مقدمه و زمینه سازى به وجود نمى آید، بلكه در آستانه ظهور، حركت هایى پا مى گیرد وزمینه را براى ظهور آن حضرت فراهم مى آورد. بخش عمده اى از روایاتى كه درباره رویدادهاى پیش از ظهور و یاران حضرت مهدى (ع) آمده است، درباره ایران و ایرانیان است كه با تعبیرات گوناگونى مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل رى و... بیان شده است. با بررسى مجموع این روایات به این نتیجه مى رسیم كه دركشور ایران، پیش از ظهور، نظامى الهى و مدافع ائمه معصومین (ع) و برپا مى گرددكه مورد نظر امام زمان (ع) است و نیز مردم ایران، نقش عمده اى در قیام آن حضرت دارند. رسول خدا (ص) مى فرماید: مردمى از مشرق زمین قیام مى كنند و زمینه را براى قیام حضرت مهدى (ع) فراهم مى سازند. نیز مى فرماید: پرچم هاى سیاهى از سمت مشرق خواهد آمد كه دل هاى آنان همانند پاره هاى آهن است پس هر كس از حركت آنان آگاهى یافت، به سوى آنان برود و با آنان بیعت كند هر چند لازم باشد كه بر روى یخ حركت کند. امام باقر (ع) مى فرماید: گویا قومى را مى بینم كه در مشرق قیام كرده اند و حق را مى طلبند، ولى حق را به آنان نمى دهند .بار دیگر طلب مى كنند ولى باز به آنان واگذار نمى كنند. در این حالت، شمشیرها را از نیام كشیده، بر شانه مى گذارند كه در این هنگام، دشمن خواسته آنان را مى پذیرد، ولى آنان نمى پذیرند و قیام مى كنند و حق را واگذار نمى كنند، مگر به صاحب امر. كشتگان آنان شهیدند و اگر من آنان را درك مى كردم، خودم را براى صاحب این امر آماده مى كردم.
در این روایات، به روشنى از برپایى قیام ها و انقلاب هابى در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) خبر داده شده است. همه روایات بر این نكته اتفاق دارند كه پیش از ظهور مهدى (ع) حكومتى به رهبرى یكى از صالحان، كه گمان مى رود از فرزندان پیامبر (ص) هم باشد، در ناحیه مشرق تشكیل مى گردد و زمینه ظهور را مهیا مى سازد و این حكومت، تا ظاهر شدن حضرت مهدى (ع) و تسلیم آن به حضرت ایشان ادامه مى یابد. بر همین اساس، برخى تشكیل دولت شیعى مذهب صفویه را كه پس از قرن ها استیلاى حاكمان مستبد و متعصب عامى مذهب، روى كار آمد، همان دولتى دانسته اند كه در روایات، از جمله زمینه سازان حكومت مهدى (ع) به شمارآمده است .
در زمان ما نیز، برخى با استناد به ویژگى هایى كه در روایات آمده، انقلاب اسلامى ایران را كه در سال 1357 هـ. ش به رهبرى امام خمینى (ره) به پیروزى رسید، همان دولتى دانسته اند كه زمینه را براى ظهور و قیام مهدى (ع) آماده مى كند. در هر صورت، گر چه قرائن فراوانى این احتمال را قوت مى بخشد، ولى دلیل قطعى كه ثابت كند منظور از حكومت زمینه ساز، انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى (ره) است، در دست نیست.
گرسنگى
از نشانه هاى پیش از ظهور حضرت، گرسنگى ذكر شده است. محمد بن مسلم مى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم كه فرمود: پیش از ظهور حضرت قائم (ع) از سوى خداوند براى مؤمنان نشانه هایى است .
گفتم: خدا مرا فداى تو گرداند، آن نشانه ها كدام است؟
فرمود: آن ها همان گفته خداوند است كه فرمود: و لبنونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین. و شما مؤمنان را به چیزى از ترس و گرسنگى و كمى دارایى ها و جان ها و میوه ها مى آزماییم، پس صابران را مژده ده.
آنگاه فرمود: خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پایانى حكومت شان مى آزماید و مراد ازگرسنگى، گرانى قیمت ها ست.
سوره بقره آیه 155
نعمت باطن
وقتى از امام هفتم تفسیر آیه (و اسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنه) را پرسیدند، فرمود: نعمت ظاهر، امام ظاهر و نعمت باطن، امام غائب است.
پرسیده شد: آیا در میان شما كسى هست كه غائب شود، فرمود آرى، او كسى است كه شخصاً از دیدگان غائب مى گردد، ولى یادش از دل هاى مؤمنان نمى رود. او دوازدهمین ما ائمه است، خداوند هر مشكلى را براى او آسان مى كند و هر گردن كشى را به وسیله او سركوب مى نماید .
علاوه بر این كه وجود حضرت، نعمت است، آن چه از نعمت هاكه بندگان در آن غوطه ورند) از نعمت هاى ظاهرى و باطنى (همه به بركت وجود شریف حضرت حجت (ع) است.
امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه ثم لتسئلن یوم عن النعیم، مى فرماید: نعیم ما هستیم .
وجود امام، عظیم ترین نعمت هاى الهى است، زیرا كه اصل سایر نعمت هاى ظاهرى و باطنى است و از این جا است كه در روایات آمده كه همه مردم روز قیامت درباره نعیم مورد سؤال قرار مى گیرند. البته نعمت هاى آن حضرت در زمان ظهورش نیز ویژگى خاصى دارد. چنان كه اخبارى در این باره وارد شده است .
پیامبر اكرم (ص) فرمود: امت من در زمان مهدى به نعمتى متنعم خواهند شد كه هیچ گاه به مثل آن متنغم نگشته اند. آسمان باران رحمتش را بر آن ها مى بارد و زمین هیچ گیاهى را رها نمى كند، مگر این كه آن را برآورد.
حضرت امیر (ع) در تفسیر آیه مباركه: الم تر الذین بدلوا نعمة الله کفرا ؟ آیا ندیدى آنان را كه نعمت الهى را به كفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستیم كه خداوند بر بندگانش عنایت كرده و به سبب ما رستگار مى گردند آنان كه روز قیامت رستگار مى شوند.
پس خود حضرت مهدى (ع) نعمت است و از آن جاكه شكر نعمت واجب است، شیعیان باید شكر نعمت حضرت را چنین به جا بیاورند.
1 ـ شناخت قلبى و معرفت این نعمت والاى الهى
2 ـ بیان كردن فضایل و نشر دلایل آن بزرگوار
3 ـ صدقه دادن براى سلامتى وجود آن حضرت
4 ـ تقرب جستن به آستانه او با انجام دادن كارهایى كه مورد پسند و مایه نزدیك شدن به درگاهش است
5 ـ اهتمام به دعاهاى خالصانه براى تعجیل فرج آن حضرت
سوره فتح
از القاب حضرت و به معناى پیروزى است.
روایت است كه در آیه شریفه اذا جاء نصر الله و الفتح،مراد از فتح، قائم (ع) است.
سوره قدر
شب قدر، شب امام زمان (ع) است و ملائكه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدیر امور را در اختیار او مى گذارند .
پیشوایان معصوم (ع) در تفسیر سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در این شب، مقدرات یك سال را نزد ولى مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسلیم مى كنند.
در چنین شبى كه به حضرت مهدى (ع) تعلق دارد، یاد جد بزرگوارش در دل ها زنده مى شود، چرا كه یكى از اعمال مستحبى شب قدر، زیارت امام حسین (ع) است.
هنگامى كه درد زایمان نرجس خاتون شروع شد، امام عسكرى(ع) به حكیمه خاتون فرمود: عمه جان سوره "انا انز لناه " را بر او بخوان. حكیمه مى گوید: من مشغول خواندن این سوره شدم، و مى شنیدم كه طفلِ داخلِ رحم نرجس نیز، همان گونه كه من مى خوانم، مى خواند. در حال تعجب بودم كه امام عسكرى (ع) با صداى بلند فرمود: عمه جان از امر خدا تعجب مكن كه خداوند، زبان ما را در كودكى به حكمت باز كرده و در بزرگى، حجت خود در زمین قرار مى دهد. .
در روایات آمده است كه در شب قدر، دعا براى حضرت را باید بر دعا براى خود مقدم داشت و بهترین دعاها طلب نصرت و حفظ اوست و آن این است: "اللهم كن لولیك الحجة بن الحسن صلواتك علیه وعلى آبائه.
اقامتگاه حضرت
از مسائلى كه درباره امام زمان (ع) مطرح است، مكان و محل زندگی ایشان است.
روایاتى كه دراین زمینه وجود دارد سه دسته اند:
1- برخی ازآن ها محل خاصى را تعیین نمی كند وجایگاه حضرت را در بیابان ها وكوه ها معرفى می كند. از آن جمله، حضرت مهدى به پسر مهزیار مى فرماید: فرزند مهزیار! پدرم امام حسن (ع) از من پیمان گرفت... و فرمان داد كه براى سكونت، كوه هاى سخت و سرزمین هاى خشك و دور دست را برگزینم.
این بخش از روایات گویاى آن است كه حضرت از حوزه دسترسى مردم به دور است و به سختى و دشوارى زندگى می كند و كسی ازمحل زندگى وى آگاه نیست.
2- برخى روایات، منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند و محدوده آن را نیز تعیین می كنند:
الف. مدینه و پیرامون آن :
ابی بصیر می گوید از امام باقر (ع) شنیدم كه فرمود: صاحب الزمان را عزلت و غیبتی است كه در آن، نیرومند است به سى نفرى كه با حضرت هستند و وحشت و تنهایى را از وى دور می كنند، و خوب جایگاهی است مدینه.
روایت دیگرى است كه مكان حضرت را كوه رضوى، در اطراف مدینه نام مى برد.
راوى می گوید: با امام صادق (ع) از مدینه خارج شدیم، به روحاء اطراف مدینه كه رسیدیم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود: این كوه رضوى نام دارد. خوب پناهگاهی است براى خائف امام زمان (ع) در غیبت صغرى و كبرى.
ب. مکه و پیرامون آن :
برخى روایات استفاده مى شود كه آن حضرت در مكانى به نام ذى طوى پیرامون مكه زندگى می كند و از همان جا نیز همراه یارانش قیام خواهدكرد.
امام باقر (ع) فرمود: امام زمان (ع) را غیبتی است در بعضی از دره ها و اشاره كرد به منطقه ذى طوى .
در ادامه این روایت و روایات دیگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مركز تجمع یاران و دوستان وى نیز، همین منطقه یاد شده است.
ج. دسته سوم اخبارى است كه مانند دسته اول، جایگاهى خاص را نام نمى برد، ولی از وى به عنوان فردى كه با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگى می كند، نام برده است.
امام صادق (ع) مى فرماید: صاحب الامر (ع) در میان مردم رفت و آمد می كند، در بازار قدم مى زند، لكن او را نمى شناسند تا زمانى كه خداوند به وى اذن دهد تا خود را معرفى كند.
بین این سه دسته از روایات، تضاد و تنافى نیست نام بردن مكانى خاص، با زندگى به شكل ناشناس قابل جمع است انتخاب کوه ها و مکانهای دست نیافتنی در حال ضرورت و نیاز نیز امری است طبیعی و موافق با اصل تقیه.
آثار حضرت
با توجه به حضور محدود و كوتاه مدت اَن حضرت در دوران پدر بزرگوار خود و محدودیت هاى فراوانى كه در دوره غیبت براى آن حضرت وجود داشت، نباید انتظار داشت كه مطالب بسیارى از اَن امام همام به دست ما برسد اما با وجود همه این محدودیت ها، از اَن حضرت اَثارى چند به یادگار مانده است كه گرچه محدود است، امَا برخى از اَن ها بسیار مهم و راهگشا مى باشد. اَثار اَن حضرت عبارتند از:
1- روایات واحتجاج ها: این روایات به ایام كودكى و دوران كوتاه زندگى اَن حضرت در زمان حیات پدر بزرگوارشان باز می گردد.
2- دعاها و نمازها در دعاهایى كه از اَن حضرت به دست ما رسیده، مضامین بلند و متعددى مطرح شده است. مضامینى همچون: شناخت خداوند، مقام شامخ اهل بیت (ع) مقام امام زمان (ع)، قیامت، انتظار فرج، وظائف مؤمنان در عصر انتظار، پیروزی حق بر باطل، صبر در شدائد، رفع گرفتارى ها از مؤمنین، دعا در حق پیامبر و امامان معصوم (ع)، قضاى حوائج، و بسیارى از مساثل اخلاقى و رفتارى دیگر افزون بر دعاها، نمازهاى متعددى نیز از اَن حضرت نقل شده است.
3 ـ زیارت نامه ها: زیارت، امام شناسى و گویاى رابطه انسان با امام است. در زیارتنامه هاى منسوب به اَن حضرت، معارفى بلند از امام شناسى، شأن و مرتبت اَن بزرگواران و وظائف و تكالیف مؤمنان نسبت به اَنان و نیز برخى حقایق و مجاهدت ها و تاریخ امامان معصوم (ع)اَورده شده است.
4 ـ توقیعات و بیانات آن حضرت توقیعات نامه هاى متعددى به برخى از نایبان خاص (نواب اربعه یا نایبان عام ) همچون شیخ مفید و یا بعضى از شیعیان وپیروان خود دارد. بعضى از این نامه ها در جواب برخى پرسش ها و بعضى دیگر ابتدائاً از جانب اَن حضرت صادر شده است. محتواى این نامه ها حاوى مسائل متعدد و مختلفى است. مسائلى همچون: پرسش و پاسخ هاى فقهى، نقش امام در دوران غیبت، برخى هشدارها و پیشگویى ها، تأیید و تكذیب برخى افراد، وظائف منتظران، مرجعیت فقها در عصر غیبت و...
افزون بر توقیعات، از اَن حضرت سخنان فراوانى نیز در باب مسائل مختلف به یادگار مانده است. این سخنان از جانب كسانى نقل شده است كه به حضور حضرت شرفیاب شده اند. محمد بن عثمان عمروى دومین سفیر اَن حضرت می گوید: آن حضرت را براى اَخربن بار در كنار خانه خدا دیدم كه چنین می گفت: اللهم انجزلى ما وعدتنى (خدایا آن چه كه به من وعده كردى، آنجام ده) و دیدم كه در مستجار، پرده کعبه راگرفته و عرضه مى دارد: اللهم انتقم لى من اعدائى (خدایا انتقام مرا از دشمنانم بگیر).
All Rights Reserved 2005-2006 © online-computer.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768